تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۲/۰۲/۱۹
آرشا دیشب تا صبح ناله میکرد
صبح ساعت ۷ رفتیم وقت گرفتیم ۱۲ زنگ زد که
بیاید و من تنهایی بردمش دکتر.تا دیدش و معاینش
کرد گفت باید آمپول بزنه.آرشا اولش اوند گریه کنه بعد
خیلی جدی بهش گفتم بابا جون باید بین بد و بدتر ،بد
رو انتخاب کنیم و اگه بزنی خوب میشی.یهو صاف
نشست و گفت باشه میزنم.خلاصه اومد تو بغل من و
آمپول خورد و هیچی نگفت.اومدیم بیرون بهش گفتم
آفرین به تو که انقدر شجاعی.خداییش با حرکتش
عشق کردم.خلاصه دیشب که نخوابیدیم و امروز هم
اینجوری گذشت.از دکتر پرسیدم چرا انقدر این بچه
مریض میشه؟گفت طبیعیه ۱۰ ۱۲ تا ویروسه که باید
بچه ها بگیرن.
ارسال توسط رابین
آخرین مطالب

