خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۲/۰۴/۰۴

این پسر کوچیکه ی ما بسیار بچه ی آروم و

مودبی بود.ولی یه مدته شدیدا به هم ریخته.

منتظر بهونست که داد بزنه یا پرت کنه یا بزنه!!!

اصلا عجیبه برام شخصیت به اون آرومی چرا یهو

اینجوری شده!!البته بچه های توی ۳ تا ۴ سال بحران

دارن.بزرگه هم دچار بحران شد ولی الان کوچیکه دمار

از روزگارمون در آورده.کلا حافظش هم خوبه و همش

میگه من از فلانی عصبانیم.اینو بهم گفت اون بهم

گفت.خلاصه عجیبه شده برام!

جدیدا بهش میگم انگری برد.معنیشو نمیدونه ولی

میخنده!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم