خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۴۰۲/۰۴/۳۰

عجب دنیاییه این دنیا.

طرف دیشب توی ورودی پاساژ ایستاده بود و سیگار

میکشید و با بقیه میگفت میخندید.رفت توی مغازش

چند تا مشتری هم راه انداخت...

امروز اومدم پاساژ دیدم اعلامیش رو زدن در مغازش!!!

به همین راحتی.دیشب بود و امروز نیست...

واقعا این دنیا ارزش نداره...



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم