خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۲/۰۵/۱۰

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست....

این بیت بالایی دقیقا منم.خود خود من.

اتفاق عجیبی برام افتاده.

+چی؟

یهو یک کلمه یا یک عبارت رو یه جا میبینم یا میشنوم

+خب

ساعت ۲ یا ۳ نصفه شب شروع میشه با استارت همون

کلمه یا عبارت یه شعر میاد و من مینویسمش...

+خب تو قبلا هم ترانه میگفتی.شعر هم میگفتی

درسته ولی جدیدا تقریبا هر شب یه دونه میاد.

الان نزدیک به ۲۵۰ تا ترانه ی بی صاحاب دارم.هیچ

نظمی هم بهشون ندادم.یه سری تو کامپیوترم هستن

یه سری تو گوشی قبلی یه سری تو گوشی جدید یه

سری هم کاملا جدید.همه هم شبیه به هم.

+تمشون چیه؟

کوبیدن خودم و این زندگی و خدا

+دیوانه ای.تا ابد هم دیوانه میمونی...



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم