خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۲/۰۵/۱۶

اینم از شانس من.

مثلا رفتیم سفر‌

اولش زنگ زدن گفتن توی ساختمون دزد اومده

پریروز هم اومدم پاشم دیدم دوباره کمرم گرفته.

دوباره کج شدم و نمیتونم راه برم.

لعنت به این شانس.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم