خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۱

بچه ها رو میبرم کتابخونه.

نظر شخصیم اینه که اصلا نباید بهشون بگم

چیکار کنن و به چی علاقه داشته باشن ولی دلم

میخواد کتاب بخونن.واسه همین میبرمشون

کتابخونه و اونجا عضوشون کردن و هر سری

نفری یه کتاب میگیرن.خودشون هم خیلی دوست

دارن.

تنها چیزی که به زور تو مغزشون کردم استقلالی

بودن و کتاب خوندنه.بقیشو خودشون باید یاد

بگیرن یا اگه اطم سوال پرسیدم یا نظرمو

خواستن بهشون میگم..



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم