تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۲۶
امسال اواخر مرداد و همین شهریور ما
تقریبا هر هفتس رفتیم سفر و به فروشندم
قول داده بودم بهش مرخصی بدم بره سفر.
خلاصه این بنده خدا وایساد تکلیف این مغازه هم
روشن شد و یهو گفت اگه اجازه بدید ما یه سفر
خانوادگی میخوایم بریم.منم دیدم زشته گفتم
تشریف ببرید!!!
حالا من باید ۴ روز پشت سر هم بیام مغازه و
واقعا حوصله ندارم!!همسرم میگه تو که هر روز
میری چرا سختته؟؟
توضیحش سخته واقعا!!!لجبازی در من نهادینست
یعنی الان چون مجبورم برم سر کار ذهنم لج
میکنه و از همیشه بیشتر خسته و درمونده میشم
واقعا برای خودم هم عجیبه ولی واقعیت داره.
اجبار من رو روی لج میندازه و متاسفانه اذیت
میشم.خلاصه این ۴ روز جهنمی رو باید بخیر
بگذرونم بره!!
ارسال توسط رابین
آخرین مطالب

