خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۰۵

پسر کوچیکم خیلی بامزست.

یه ناز قشنگی تو حرف زدن و رفتارش هست

دیشب میگفت تو سی و نه سالته؟

گفتم آره شش ماه دیگه چهل سالم میشه.

یهو گفت پیر شدی.

بعد گفت بابا کاش آدما ۱۸ سالگی بچه دار میشدن!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم