خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۹

تو مثل حادثه ی شب دل سپردنی

تو مثل قصه ی یک نگاه و عاشق شدنی

.

نسل من با همین خزعبلات به فنا رفت و سالها

منتظر یک نگاه و عشق و شب دل سپردن بود!

فکر میکرد عشق پاک وجود داره و همه ی قصه ها

و افسانه ها رو باور میکرد و منتظر اون قصه ها

تو دنیای واقعی بود.در حالیکه همش کشک بود.

عشق وجود نداره و دین توهمات ذهن و روح

نسل من رو نابود کرد.هممون دچار توهم و انتظار

و در نهایت از درون دچار فروپاشی شدیم و

همیشه یه چیزی کم داریم.وقتی بچه بودیم

والدین مقدس بودن و الان که بچه داریم بچه ها

مقدس شدن.و ما همیشه باید احترام میذاشتیم

و از خودمون میگذشتیم....



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم