خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۲۰

خستم.

البته هم فیزیکی هم روحی

دوباره این بچه مریض شده!!!

اصلا عجیبه این مریضیش.جالبه دکترش خیلی

ریلکس میگه طبیعیه و باید همه ی ویروس ها

رو بگیره.دیشب تا ۵ صبح بالا سرش بودم.تب ۴۰

درجه و هذیون.حالا این خوب میشه کوچیکه

مریضیش شروع میشه!!!

واقعا چقدر سخته.

دیشب ۵ خوابیدم امروز رفتم بازار یه ناهار سریع

خوردم اومدم مغازه و همینجوری نشستم.دارم

از خستگی پاره میشم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم