خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۲

چجوری یهو همه چیز نابود میشه؟

بابام رو دیروز بردیم بستری کردیم و متاسفانه

بهتر نشده.هوشیاریش پایینه و حرف نمیزنه.

خواهرام خیلی گریه میکنن و من مجبورم قوی

باشم و به روی خودم نیارم.فقط امیدوارم بابام

برگرده خونه....



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم