خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۲۰

امروز بعد از شاید ۱۰ روز تونستم تا ۱۰ صبح بخوابم

واقعا هفته ی سختی بود و هر روز ۷ صبح بیدار

بودم.به حدی که کاملا عصبی بودم.جدیدا کمتر

رو خودم تسلط دارم و یهو داد میزنم.

دیروز رفتم باشگاه ولی حسم خوب نبود حس

میکنم حرکات رو اشتباه میزنم ولی مربیم میگفت

درست میزنی.دیشب هم بچه ها رو بردم بام

تهران کلی راه رفتیم و ذرت خوردیم.

شب هم بی هوش شدم.ببینیم امروز چیکاره ایم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم