خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

واقعا لعنت به این غروبا

لعنت به این غروبای بی همه چیز

لعنت به این غم عجیب غروب

لعنت به این همه غم که این هوای نفرین شده

میریزه تو تموم وجود من.

لعنت به این حس و حال که ۳۰ ساله دم غروب

انگار دلم رو از بین میبرن.انگار همه ی غمهای دنیا

رو میریزن تو دلم.هیچ چیز و هیچ کس هم باعث

نشد این غم لعنتی غروبا از بین بره.

مخصوصا این پاییز بی ناموس.نابودم میکنه

غروباش.دقیقا نابودم میکنه.

دوباره اومد این فصل غم انگیز

دوباره اومد این غروبای پاییز

دوباره تو رو یاد من میاره

صدای نم بارونای پاییز

لعنت به غروب و پاییز و این همه غم...



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم