خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۴۰۳/۰۹/۲۳

خبر کوتاه بود و جانسوز:

شدم ۱۰۰ کیلو!!!

خداییش اگه وقتی ۲۱ ۲۲ سالم بود بهم میگفتن یه

روزی ۱۰۰ کیلو میشم باور نمیکردم!!

متاسفانه عنان کار از دستم در رفته.خیلی زیاد

میخورم و تحرک هم ندارم.مخصوصا صبح ها به

خاطر ک رفتن خیلی زیاد میخورم.پرخوری گرفتم

پرخوری عصبی شاید.ولی باید کنترلش کنم.

چون یهویی نمیشه و وقتی گرسنه میشم خیلی

عصبی میشم اول باید حجم غذامو کم کنم بعد

نون و مخصوصا برنج رو کم کنم و بعد کلا سالم

غذا بخورم.

دیروز از صبح با خانواده بودم.اول که تولد

خواهر کوچیکترم بود و رفتیم سورپرایزش

کردیم هر چند حالش واقعا بده.خودش هم

نمیخواد بهتر بشه.بعد هم که بچه ها رو بردم

نهار بیرون و خرید و تا اومدم مغازه برق رفت!!

دیروز واقعا شبیه فیلم های آخر زمانی شده بود

شهر.چراغای اتوبان خاموش و پر از دود و آلاینده

دم غروب بود واقعا ترسناک بود.چقدر زندگی به

برق وابستست.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم