خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۰۹

بالاخره طلسم شکست و اومدیم کیش.

نیاز به سفر داشتیم ولی واقعا خیلی گرونه.

ولی داره خوش میگذره.هوا عالی و هر شب مست

دوست آرشا هم با خانوادش اومدن باهاشون

خوش میگذره.

وسط این همه کار و گرفتاری و فکر و خیال دلم

میخواست تو یه فرصت مناسب برم سفر ولی

اینجوری قسمت شد دیگه.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم