تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۰
همیشه یه شعار داشتم تو زندگی:
هر وقت به کارهای سال قبلت نخندیدی یعنی بزرگ شدی
رشد کردی و بالغ شدی.
و من متاسفانه همچنان میخندم به خودم.چه در
گذشته چه در حال!!
این روزها روزهای عجیبیه برام.خیلی عجیب
شاید به جرات میتونم بگم تا حالا تجربه نکرده
بودم.منی که به شدت منطقی شدم همچنان درگیر
احساسم و نمیتونم روی خودم کنترلی داشته
باشم.در حقیقت از سوختن رسیدم به خامی.
این روزها حس میکنم اون ۳ نفری که درونم
زندگی میکردن همچنان هستن و یکیشون کاملا
منطقی حرف میزنه یکیشون کلا ساکته و یکی
دیگه میشنوه و نمیفهمه و عکس العملی نشون
نمیده و به کارش ادامه میده و مشکل اساسی
من همین نفر سومه.نفر دوم هم که خفه خون
گرفته.
من فکر میکردم خیلی قویم ولی فهمیدم نه.
یا شاید این اتفاقات و حوادث این یک سال اخیر
من رو از پا انداخت.من رو داغون کرد و دیگه
توان مبارزه برام نموند....
ارسال توسط رابین
آخرین مطالب

