خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۳

ساعت ۹ شب

آخرین پنج شنبه ی سال نحس ۱۴۰۳

سالی که عجیب بود متفاوت بود.

نشستم توی مغازه.خسته کوفته منتظرم زودتر

برم خونه.امسال فکر کنم چکام پاس نشه.

خیلی اوضاع خرابه.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم