خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : شنبه ۱۴۰۴/۰۱/۰۹

عید خود را چگونه گذارندید؟؟

میخواستیم بریم شمال ولی به خاطر مادرم که تنهاست

و البته ترافیک شدید و بچه ها که میرن رو مخم

نرفتیم عوضش قرار شد هر روز یه جا بریم.

یه روز رفتیم فیروزکوه دریاچه سد نمرود که

خیلی قشنگ بود و جاده ی قشنگی داشت و برف

میبارید.

یه روز رفتیم خرید برای خونه

یه روز رفتیم گرمسار غارهای نمکی و روستای

پاده که یه قلعه از زمان ساسانیان داشت و

واقعا دیدنی بود.

و از امروز باید بیام سر کار چون فروشندم رفته

مرخصی.

اینم از عید امسال.

وقتی خونم خیلی بچه ها رو دعوا میکنم!!خیلی

میرن رو مخم اصلا حوصلشون رو ندارم.واقعا

نمیدونم چیکار کنم گناه دارن انقدر دعواشون

میکنم!!!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم