تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۴/۰۳/۰۵
سر و صدای بچه ها رو نمیتونم تحمل کنم.
وقتایی که دارم فیفا آنلاین میزنم هی میان همون
نقطه جلوی تی وی هی بحث میکنم برید اونورتر
هی نمیرن هی داد میزنن منم بعضی وقتها قاطی
میکنم داد میزنم.امروز عصر پسر بزرگه میگه من
بدون بابا نمیرم جایی میگم من به چه دردتون
میخورم آخه بابا جون؟هی داد میزنم سرتون.
جفتشون میگن ما مقصریم که تو داد میزنی!!!
قلبم شکست واقعا!!!
گفتم نه عزیزای من مقصر منم که تحمل ندارم.
شماها هیچ اشتباهی نمیکنید.چقدر رفتارم بده
جدی.چقدر بی صلاحیتم.چقدر دارم حس کمبود
به این دو تا میدم.
امروز بردمشون مزرعه لاک پشتها یک ساعتی با
مرغ و خروس و غاز و لاکپشت و ببعی و خرگوش
ور رفتن و عشق کردن.
متاسفانه نه پدر خوبیم نه همسر خوبی نه فرزند
خوبی.بی مصرفم.
ارسال توسط رابین

