خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۳/۰۷

دیروز صبح میخواستم یه سفر یه روزه برم که نشد

یهو دیدم چند وقتیه سر خاک بابام نرفتم و با

خواهرم رفتیم.حس غمگینیه یکی اون پایین

خوابیده که نه حرف میزنه نه حس داره!!!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم