خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۰۴/۰۸

سکوت سرشار از ناگفتنيهاست
دلتنگیهای آدمی را باد ترانه ای میسازد
رویاهایش راآسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند
سکوت سرشاراز سخنان ناگفته است
از حرکات نا کرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو با من
برای تو وخویش چشمانی آرزو میکنم
که چراغهای نشانه را در ظلماتمان ببندد
گوشی که صداها و نشانه ها را در بیهوشی بشنوند
برای تو وخویش روحی که اینهمه را گیرند و در خود پذیرند
و زبانی که در صداقت خود مارا از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آنچه که مارا در بند خویش کشیده
سخن بگوییم
گاه آنکه ما را به حقیقت میرساند خود از آن عاری است
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
از بخت یاری ماست شاید که آنچه را میخواهیم
یا بدست نمیاریم یا از دست میگریزد
میخواهم آب شوم بر گستره افق
آنجا که دریا به آخر میرسد و آسمان آغاز میشود
میخواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم
و.......

 

آری  آغاز دوست  داشتن است

گرچه پايان راه  ناپيداست !

من  دگر به پايان  نينديشم

که همين  دوست داشتن  زيباست !

saghi



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم