میدونی چرا؟
چون واقعا مثل شیطان میمونی
نفوذ میکنی به همه ی وجودم و همه چیزمو از بین میبری.همه چیز میشه مال تو و در
اختیار توشاید اون لحظات لذت بخش باشه ولی بعدا میفهمم هر کدومش یه گام به
سمت نابودیه.
اسمتو گذاشتم شیطان
میدونی چرا؟
چون دقیقا وقتی به فکرت نیستم میای سراغم.....میای و کارتو میکنی
اسمتو گذاشتم شیطان
چون فکرت داغونم میکنه و سعی میکنی همیشه این فکر رو توی من نگه داری
ولی .....شیطان
حس میکنم خیلی وقته که دیگه مثل سابق قوی نیستی......شاید من زیادی قوی
شدم و شاید نسبت بهت بی اعتنا شدم.
تا فکرت از بین میره بازم میای.....نمیدونم چرا......شاید چون شیطانی
میدونم باور نمیکنی ولی اون عظمتت داره از بین میره....
خیلی جالبه یه زمانی یه چیزهایی چقدر مهمن و چند وقت بعد اصلا ارزشی ندارن
اون چیز بی ارزش میشه یا تعریف ارزش برات عوض میشه یا اون چیز با ارزش خودش
خودشو بی ارزش میکنه؟
همیشه یه این مساله اعتقاد داشتم که همه چیز توی این دنیای مادی نسبیه
و همین نسبی بودن باعث میشه ارزشها تفاوت پیدا کنه.......
نمیدونم چرا انقدر گنگ دارم فکر میکنم و گنگ مینویسم....
دوستم میگفت عدل الهی روی زمین وجود نداره.....بهش میخندیدم.....مگه میشه
اما
یه آشنا داشتیم خیلی خانم خوبی بود....بی نهایت خوب بود ولی در آرزوی بچه دار
شدن داره میسوزه همه کاری کرد اما نتونست بچه دار بشه با این که فوق العاده
خدا شناسه و حرف نداره.....میدونی امروز تو نت چی خوندم؟
بزرگترین ستاره ی فیلمهای پورنو در آمریکا بعد از ازدواج بچه دار شد...اون هم
دوقلو!!!!!!
عجب عدلی
عجب صدایی میخونه
توی هوای بی کسم
بوی بارون آسمون
میگه اسیر قفسم
به این پست میگن افکار مشوش یه دیوانه

