|

|
|
شارل دوگل |
نهم نوامبر سال 1970 شارل دوگل ــ مردي كه عاشق بي قرار ميهنش، فرانسه بود ــ ديده از جهان فرو بست. وي 22 نوامبر سال 1890 در «ليل» به دنيا آمده بود و پدرش مدرس فلسفه و ادبيات بود. مورخان در اين نكته متفق القولند كه فرانسوياني كه به اندازه دوگل در انديشه بزرگي و حفظ شئونات فرانسه و خدمت به آن بوده اند به شمار انگشتان دست نمي رسند. به گفته فرانسوا ميتران رقيب سياسي دوگل، هيچ فرانسوي به اندازه دوگل فرانسه را دوست نداشت؛ دوگل سخنگو و نماد شخصيت و وجدان فرانسه بود. در مراسم ترحيم دوگل كه 12 نوامبر 1970 بر گزار شد هشتاد رئيس كشور و رئيس دولت شركت كرده بودند، ولي طبق وصيت او به هيچكدام اجازه داده نشد كه در مراسم تدفين او در دهكده محل اقامتش حضور يابد. دوگل از جواني عاشق خواندن تاريخ و نوشتن بود. او در جنگ جهاني اول در جبهه «وردن» زخمي شد و به اسارت آلماني ها در آمد. پس از جنگ، دوگل خاطرات اسارت نسبتا طولاني خودرا به صورت كتاب منتشر ساخت. با ايجاد خط دفاعي «ماژينو» مخالفت كرد و در عوض نظر داد كه فرانسه براي دفاع از خود، واحدهاي زرهي و مكانيزه با تحركت زياد داشته باشد. دولت وقت فرانسه نظر اورا نپذيرفت، ولي آلماني ها آن فرضيه را وارد دروس مدارس نظام خود كردند و همان را به اجرا در آوردند و با همان تاكتيك فرانسه را تصرف كردند. پس از آغاز جنگ جهاني دوم و موفق نبودن فرانسه در آن، دوگل با سازش با آلمان مخالفت كرد و به انگلستان رفت و فرانسه آزاد و جنبش مقاومت را به وجود آورد. در اوت 1944 به فرانسه بازگشت و در آزاد كردن پاريس مشاركت كرد. پس از جنگ، رهبري فرانسه را به دست گرفت، و يك جبهه ناسيوناليست مافوق احزاب تاسيس كرد. باني جمهوري پنجم بود و در دور دوم به قدرت رسيدن خود به الجزاير استقلال داد و با اعتقاد به استقلال عمل فرانسه و اروپاي قاره اي، دفاتر «ناتو» را از فرانسه اخراج و فرانسه را از فعاليت هاي نظامي اين اتحاديه نظامي كناركشيد و تا زنده بود با عضويت انگلستان در بازار مشترك مخالفت ورزيد، رشته هاي دوستي فرانسه با شوروي و آلمان را مستحكم ساخت و ميان سران فرانسه و اين دو دولت ملاقاتهاي منظم سالانه ترتيب داد و بالاخره فرانسه را به يك قدرت اتمي مستقل مبدل ساخت. از آنجا كه با حكومت پارلماني به دليل سياسي كاري نمايندگان پارلماني ميانه خوب نداشت بر اختيارات رياست جمهوري افزود. باوجود اين، در سال 1968 با اعتصابات و تظاهرات دانشجويي و كارگري كه محرك آنان كمونيستها و سوسياليستها بودند رو به رو شد، اما شكست نخورد. هنگامي احساس شكست كرد كه با خواست او مبني بر محدود شدن اختيارات سناي فرانسه موافقت نشد كه انتظار آن را نداشت و در آوريل 1969 كناره گيري كرد و به نوشتن كتاب روي آورد كه 17 ماه بعد در گذشت. وي درجه خود را از سرتيپي كه اوايل جنگ به او داده شده بود ارتقاء نداد. |