از دور میشه فهمید
میشه فهمید یه چیزی تو مایه های شب درد یا تب درد میمونه
من راحتم
جدی میگم
راحت تر از اونی که شیطان بتونه به نقشه هاش برسه
بس کن
جدی میگم
چی؟
نه مطمئن نیستم
واقعا نمیدونم چته و چمه
نمیدونم چرا انقدر راحت میتونی تسلیم شیطان بشی طوری که دیگه ........
ولش کن
خسته شدم انقدر از شیطان گفتم.
میدونی نتیجه امروز چی بود؟
یه سردرد و در نتیجه شب درد لعنتی
لعنتی
لعنتی
ازم پرسیدی به نظر تو بزرگترین جرم چیه؟
یادته چی گفتم؟
گفتم خیانت تو هر چیزی....از عشق گرفته تا حتی معامله....هر چی که توش خیانت
بشه به نظر من باید خیانت کار رو اعدام کرد هر چند با اعدام مخالف بودم.....
خودش هم میدونست چند روز دیگه زندست
من به روش نمی آوردم
بهش میگفتم دووم میاری مطمئن باش
تو چشام نگاه میکرد و میگفت:
مطمئنی دووم میارم؟
میگفتم آره.....آره.....آره
قسم میخوردم که دووم میاره
باور میکرد
ولی میدونی چی سخت بود؟
من میگفتم دووم میاره ولی میدونستم میمره.........شیطان داد میزد تو وجودم:
بدبخت دروغ نگو میمیره
شاید یه لحظه داد میزد ولی همون یه لحظه بر باور من غلبه میکرد
اون هم حرف منو باور میکرد ولی همون یه لحظه فریاد شیطان رو میشنید
آخرش
همون یه لحظه فریاد کار خودشو کرد
مرد
برای تو خوندن کلمه ۳حرفی بالا خیلی راحته ولی برای من که شاهد مردن بودم
عذابه و برای اون که مرد..............غیر قابل توصیف
کاش میشد کلمات حس رو هم منتقل میکرد.....راحت نوشتم مرد
ولی واقعا سخت بود....خیلی سخت
هر چی بنویسم نمیفهمی....مرد......مرد.....یه نفر مرد......
با اینکه از شیطان متنفرم ولی بهش احترام میذارم.....چون من پدر خودمو در آوردم
تا به باور برسم ولی شیطان با یه فریاد باور منو رو کشت............زندگی هم همینه
یه عمر میسازی و میسازی ولی یه لحظه همه چیز رو خراب میکنه....نابود میکنه
اون یه لحظه غیر قابل پیش بینیه....و جالبه یه قانون در مورد شیطان و اون یه
لحظه وجود داره:
حتی اگه بهش فکر بکنی سرت میاد....و هر چی بیشتر بهش فکر کنی بهت نزدیک
تر میشه .....پس به اون لحظه ویرانگر فکر نکن....
واسه اینکه فکر نکنی تنها یه راه وجود داره:
دیوانه شو
باز هم شیطان کار خودشو کرد
دیوانگی یه موقع هایی نتیجه ی شیطانه
پس چه باید کرد؟
اه
انقدر سئوال سخت نپرس.....
یه سئوال:وقتی تو مقصری من چقدر مقصرم؟
نکته:سعی نکن بفهمی چون من نوشته هامو حتی ۱ بار هم نمیخونم...

