یه صدا میتونه خیلی چیزها رو تغییر بده.............خیلی
یه صدا حتی میتونه یه لحظه باشه
یه لحظه تعیین کننده..............
یه صدا میتونه حتی یه فرار باشه از یه دوراهی........میتونه؟
یه صدا میتونه آغاز باشه یه آغاز تعیین کننده........چون قبل از یه صدا یه سکوته
پس یه صدا میتونه یه کلید باشه برای قفل اعصاب خورد کن سکوت......
یه موقع هایی از اینکه سر به سر شب بذارم لذت میبرم............
دیوانه میشم و خودمو میندازم توی آغوش شب و سر به سرش میذارم....
میدونی شب خیلی به رنگ آسمونش مینازه و از همه بیشتر به ماه مینازه که توی
خیمه ی مشکی آسمون میتونه سفید بپوشه و خودشو نشون بده.....
میدونی من درسهای زیادی از شب گرفتم.....متفاوت بودن یه درس بزرگه که شب
بهم یاد داده
آرامش.....دزسته که عنصر اصلیه شب غمه ولی توی دل شب هیچی نیست جز
آرامش اگه بتونی دیدتو مثبت کنی به جای غم میتونی توی دل شب آرامش رو پیدا
کنی....سخته ولی میشه
همین پیدا کردن آرامش به من کمک کرد تا به خیلی از عناصر منفی بتونم با نگاه
مثبت خیلی چیزها رو کشف کنم........
کاری نداره تو هم امتحان کن:
به آسمون شب خیره شو
نفس عمیق بکش
خودتو توی شب غرق کن.....تنفسش کن......لمسش کن.........حسش کن
کم کم میبین خودت میشی شب........میری توی دل شب و کم کم حس واقعیتو
بدست میاری....کم کم با تک تک ستاره ها اشنا میشی و عظمت ماه رو میفهمی
و کم کم میفهمی آرامش شب یعنی چی...............
هر جوری فکر کنی میبینی که یه گوشه ای از خودتو میتونی توی هر پدیده ای
پیدا کنی ....فقط کافیه لمسش کنی....غرقش بشی و درکش کنی......حالا میتونه
شیطان باشه یا دنیای بی کران شب............

