خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۳
میدونی یه قسمت از من داره تو رو فریاد میزنه و یه قسمت از من خودم رو فریاد

میزنه....همیشه فکر میکردم سکوت درد بی درمونه ولی تازه فهمیدم ۲ تا فریاد

همزمان بیشتر اذیتت میکنه تا سکوت چون نمیتونی به هیچکدومش گوش بدی و

در نهایت میشه سرگیجه اونم از نوع بد خیم.

همیشه تا بی نهایت اوج تونستم پرواز کنم.....خیلی راحت هم پرواز کردم.....ولی

باز هم دلم میخواد بیشتر پرواز کنم....بیشتر اوج بگیرم.............

وقتی میرسم به بی نهایت اوج تازه میتونم فکر کنم......به تو فکر میکنم

به این که تو واقعا چی یا کی هستی؟

میدونی چرا؟

چون هر چقدر فکر میکنم که من کی یا چی هستم به نتیجه ای نمیرسم

پس مجبورم به این فکر کنم که تو کی هستی یا چی هستی

در اوج فکر این ترانه رو مرور میکنم:

تو همین جایی و هر شب

من به تنهایی دچارم

اه

میدونی باید یه اعتراف بکنم به رنگ نارنجی و البته خیلی تلخ

من حتی نمیدونم تو کی هستی؟

همانطور که نمیدونم من کی هستم.....یه مقدار خودم رو میشناسم ولی تو رو و

من رو اصلا نمیشناسم.....

خودم یک دیوانه هستم....دیوانه ای که دلخوش به ترانه هاشه و دیوانه ی پرواز و

مستی.....دیوانه ای که با این که توی قفسه ولی هیچوقت قفس رو حس نمیکنه

چون مثل دیگران فکر نمیکنه.......

دیوانه ای که آرزوش پروازه حتی اگه هر روز پرواز کنه

دیوانه ای که به دیوانه نماها یا همون دیوونه ها هیچ توجهی نداره و شعارش

مشخصه:

پرواز را به خاطر بسپار دیوانه

میدونی چرا بعضی وقتها حتی یه ذره هم خودم رو نمی شناسم؟

و تو هم خودت رو نمیشناسی؟

واسه اینکه روح سرکش یه تکونی به خودش میده و فکر میکنه این قفس جسم

براش تنگه....لباس بزرگتر میخواد......پرواز میخواد....اینجاست که اگه دیوانه نباشی

نمیتونی پرواز کنی.....و اگه نتونی پرواز کنی....قاطی میکنی....دپ میشی......

افسرده میشی و میگردی دنبال راه حل....همه چیز رو امتحان میکنی....ولی

به من گوش کن

خوب گوش کن

من دوای دردتو میدونم

من میدونم روح سرکش من و تو چی میخواد....حتی اگه من و تو رو نشناسم

روح سرکش پرواز میخواد

باید پر بکشه بره به هر جا میخواد

پس باید بهش اجازه پرواز بدی

باید بذاری توی دایره خیالت چرخ بزنه....پرواز کنه......دیوانگی کنه تا آروم بشه

ولی یه چیز سخته:

وقتی ۲ تا فریاد داشته باشی نمیدونی به کدومش گوش بدی.....چون نمیتونی

اینجاست که باید ریسک کنی.....یا یه من یا به تو باید اجازه پرواز بدم

با ۲تا فریاد متفاوت نمیشه یه پرواز و یه خیال زیبا داشت تا اوج ترانه میشه؟

ولی

خیلی قشنگه

اگه هر دو با هم پرواز کنن.نه؟

هر دو با هم یه قصه میسازن و توی یه خیال چرخ میخورن و پر میزنن

نکته:چرا نمیتونم اون چیزی که میخوام رو بنویسم؟؟؟؟

 



ارسال توسط دیوانه

اسلایدر

دانلود فیلم