وسط این گیری ویری تو هم گیر دادیا
همیشه عجول بودم .نمیدونم چرا...عجول و وقتی از یه چیزی خوشم میومد تا
حد مرگ انجامش میدادم....خیلی افراطی....از بچگی از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب
فقط بازی میکردم و به زور میخوابیدم و فقط میخوابیدم که فردا صبح هم بازی کنم...
به خودت مسلط باش......تو قرار نیست مثل من فکر کنی....اینو قبول دارم........
ولی............هیچی ولش کن
راستی
تو که میتونی غرور آسمون رو به راحتی بشکنی و پرواز کنی.چرا یه موقع هایی
این گوشه کز میکنی و میگی حالم بده؟
یه جاهایی میلنگی ....یه جاهایی بیش از حد حساسی و یه جاهایی زیادی اهمیت
میدی.......بذار خودش میره جلو و اگه قرار باشه درست بشه...میشه
نه
محکم میگم نه.
چی نه؟
من قرار نیست مثل همه باشم و بگم سرنوشت خودش همه چیز رو درست میکنه
مگه یادت رفته من اعتقاد دارم خود آدمی معنیه سرنوشته.....خود آدمی به یاری خدا
مگه یادت رفته وقتی یکی میگه قسمت همینه یا سرنوشت اینطوری خواسته یا
اینا بازیای روزگاره....من بلند میخندم و میگم:
احمق....سرنوشت دست خودته
یادت رفته؟
نه یادم نرفته
خیلی خوب پس به من گیر نده و نگو برو جلو هر چه بادا باد
من خودم باید بسازمش .....میفهمی؟
وای چقدر میخندم
چقدر حال میکنم
میدونی چرا؟
همیشه میگن دست بالای دست بسیار است
مرتیکه همیشه همه رو دپرس میکنه....همه جار و سرد میکنه و فقط غم میذاره
توی دل من و توی غروبش دلم جون میکنه
کیو میگی؟
نفهمیدی؟پاییز رو میگم
آهان خوب؟
آره خلاصه همیشه همینه ولی کم کم آذر که میرسه به اواخر....مظلوم میشه
دیگه کاری ازش بر نمیاد و باید کم کم بره بمیره....خیلی عشق میکنم وقتی میبینم
پاییز اینطوری خوار و خفیف میشه و میره پی کارش........در عوض زمستون میاد
و ۳ ماه به بهار نزدیکتر میشیم....از الان بوی عید رو دارم حس میکنم...بوی سبزی
و طراوت اردیبهشت رو و گرمای لذیذ خرداد رو........وای فکرشو بکن دوباره بهار
بیاد........
باشه از این به بعد بیشتر به خودم میخوام مسلط باشم...خیلی بیشتر................
یه کم بی خیالی بد نیست نه؟
چقدر احساسات و دنیای یک بچه قشنگه نه؟
تمام دنیاش یه هاپو و نگاه کردن به آدمای گنده و دنیای خیلی گنده تر................
هیچی نمیفهمه جز بازی کردن و کیو کردن......چشماشو همیشه باز نگه میداره
تا این دنیا رو که براش تازگی داره بیشتر بشناسه.........و چقدر از کوچکترین چیزها
لذت میبره..........چقدر فکر میکنه بزرگ شدن خوبه...............چقدر معصوم میخوابه
و تنها کاری که بلده برای اعتراض کردن.........گریست.....

