پایین
امشب هم مهمون منی
میخوام باز هم مهمانت کنم به هیجانات و ضایعات مغز یک دیوانه
البته مغز که نداره شاید قلب یک دیوانه یا بهتره بگم بداهه گویی های یک دیوانه
یا در خالت موزون تر خاطرات یک دیوانه:
خاطراتی دور از یک راه دور
راهی به اسم خیال و رویا
خاطراتی از یک توهم در یک ذهن بی نام ولی دیوانه....یک ذهن بیمار ولی سالم
خاطراتی از یک کشور دور و دراز و پر مخاطره.........کشور عشق
خاطراتی از قلب تپنده ی رویا......از روح حادثه و از نبض عبور................خاطراتی
از جنس پوشال و در دست باد.........خاطراتی از عمق و ژرفای خیال.................
به رنگ آبی......همه جور آبی...از تیره تا روشن....از نفتی تا زنگالی................مهم
اینه که آبی باشه بقیش یه جور تفاوته......درسته؟
تو الان خیلی نزدیکی........تویی که یک رویا بودی و جالبه به همین راحتی که دور
میشی نزدیک هم میشی..........انقدر نزدیک که میشی خود من..........خود من
بدون حتی یک فاصله............و تا آخر با منی.........البته خودت گفتی....و من هم
گفتم............آخر کجاست؟..........به کجا میگن آخر؟///////توی این دنیا که اول
میشه همون آخر..........ولی
/////ولی میشه هم اول ساخت هم آخر////البته اگه خودت بخوای..............
باید بخوای.............و باید بخوام..................حس کردن یک رویای دور خیلی شیرینه
به شرطی که موندگار باشه.............و باید اینبار موندگار باشه..........باید
تا حالا به ویرگول دقت کردی؟
نقشش ایجاد تمایز و جدا کردن کلمات از همدیگس.............تا بشه مفهوم را درست
منتقل کرد.........ولی همین ویرگول میتونه معنی خیلی چیزا رو عوض کنه.....خیلی
راحت...خیلی سریع..........پس میشه وقتی که یه جمله یا یک فصل یا یک حادثه
توی کتاب زندگی به دلت نشیه از ویرگول استفاده کنی و معنیشو عوض کنی.....
به همون راحتی که داری یک متن رو نگارش میکنی و با یک ویرگول کلمات قبل رو از
کلمات جدید جدا کنی................یعنی زندگی دیروز رو از زندگی امروزت جدا کنی
و به فردا نگاه کنی و کلمات تازه و جدید
تا حالا شده فکر کنی اشیا دارن به سمتت پرواز میکنن؟
بالا
پایین
چرا انقدر قل میخوریم و میریم بالا و پایین ؟نمیشه یه جا ثابت بمونیم؟
برو بابا
وقتی یه جا ثابت بمونی میگندی....همه ی قشنگی به بالا پایین رفتنه نه بالا و نه
پایین و نه وسط فقط بالا و پایین...................تو هم موافقی نه؟
با همه ی این بالا و پایین ها همچنان هستم و هستیم و امیدواریم باشم و باشیم..
ا
ا
ا
حوصله خوابیدن ندارم..........الف
ولی فردا باید زود بیدار بشم......ب
زیاد اینتو نگرد....فقط یه کم مربوط به تو میشد بقیش مربوط به زندگی.....هر چند تو
به زندگی پیوند خوردی......پس کاملا توی این تخیلات و خاطرات یک دیوانه بگرد و
سیر کن و تماشا کن.........چون مربوط به تو میشه.....................
و از تمام این جریانات تو میمونی و خود من و یک ویرگول برای کلمات قبلی و یک
گیومه بی انتها تا ابد و این دلخوشی که دیگه ویرگولی نخواهد بود و همه چیز بدون
غلط و پشیمونی بره جلو ولی همچنان............
بالا
پایین
موافقی؟

