تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۲۷
من از صدای گریه ی تو
به غربت بارون رسیدم
تو چشات
باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ یه باغه
تو غربت غروب پاییز
مثل من
از یه درد درد کهنه لبریز
با تو بوی کاهگل و خاک
عطر کوچه باغ نمناک
زنده میشه
با تو بوی خاک و بارون
عطر ترمه و گلابدون
زنده میشه
تو مثل شهر کوچیک من
هنوز برام خاطره سازی
هنوزم قبله معصوم نمازی
تو مثل یاد بازی من
تو کوچه های پیر و خاکی
هنوزم برای من عزیز و پاکی
ارسال توسط رابین

