داد هوا تو سر من
توی ترانه های دل
روی زمین
روی علف
با بوی عطر حادثه
مثل نسیم آشنا
به یاد قطره و دریا
شتابان و بی پروا
به سوی دل معجزه
دل بزرگ و بی ریا
به سمت طوفان و بارون عشق
به یاد لحظه های دور
به نیت ثانیه ها
با تو همقدم میشم
به لطف بداهه ی من
به یمن یک لحظه خوشی
تا به خرابات خودم
با نشانه ی تو و من
من از نو آغاز میکنم
تو از من آغاز میکنی
داد میزنم
بی درنگ از سکوت تو
من از تو عاشق تر میشم
تو از من افسانه بشو
تا بدونی یه حادثه
تو قلب من جون میگیره
تو از من افسانه بشو

