خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۷

خوشم خوشم چنان خوشم

که غصه ها رو میکشم

همه ته ته سفر

فقط منم که چاووشم

یه چیزی به بگم؟

دیوانه ها واقعا غ ق پ هستند

غ ق پ یعنی غیر قابل پیش بینی

میدونی چرا؟

چون من ۲ روزه واقعا خوشم..........نمیدونم چرا انقدر شادم.....هر چی فکر میکنم

نمیفهمم چمه......شاید مستم نه؟

ولی نه وقتی مست میکنی همه چیز برات قشنگ میشه و هیچ چیز بد یا مشکلات

زندگی رو نمیبینی و این میشه فرار........

فرار از زندگی.......فرار از خودت و میدونی فرار یعنی چی؟

یعنی توهین مستقیم به خودت و شخصیتت

یادته که من همیشه میگم هیچوقت نباید فرار کرد...من هم هیچوقت فرار نکردم

به جز ۲ بار که هر ۲ بار هم از خودم فرار کردم...............۱ بارشو هنوز به خاطرش

خودم رو سرزنش میکنم.............

امروز یه جا یه جمله جالب دیدم:

میدونی چرا آدما وقتی بزرگ میشن با خودکار مینویسن؟

چون اگه غلط بنویسن دیگه نمیتونن پاکش کنن

ولی من این جمله رو قبول ندارم میدونی اعتقاد من چیه؟

اینه:

ماهی رو هر موقع از آب بگیری تازست..........به هر اشتباهی میشه فرصت داد

به شرطی که دیگه اون اشتباه تکرار نشه

من زندگیمو با مداد مینویسم و هر جا لازم باشه پاکش میکنم تو هم میتونی این

کار رو بکنی فقط..........

فقط حواست باشه زیاد پاک نکنی که کاغذ زندگیت پاره بشه...............این مهمه.

سعی کن درک کنی

سعی کن نفس بکشی این شوق زندگی رو.....این شوقی که توی هر لحظه جاریه

سعی کن توی دم و بازدمت این شوق رو خلاصه کنی و به امید آسمون آبی و فردای

آبی و آفتابی زندگی کنی........سرما زود گذره

جالبه یک لحظه میتونه سرنوشت و آینده رو عوض کنه فقط یک لحظه...............

تمام آینده به همین یک لحظه وابستست..........میتونه این یه لحظه یه تغییر بزرگ

یه خبر خوش یه فاجعه یا مرگ باشه............

 

 



ارسال توسط دیوانه

اسلایدر

دانلود فیلم