خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۹
وای بر من گر تو آن گم کرده ام  باشی

که بس دور است بین ما

که این سو

که این سو

پیرمردی با سپیدی های مو

و هزاران بار مردن

رنج بردن

با خمی در قامت

از این راه دشوار

که این سو دستها خشکیده

دل مرده

به ظاهر خنده ای بر لب

و گاهی

حرفهای پیج در پیچ

و هم هیچ

و گهگاهی

دو خط شعری

که گاه

گویای همه چیز است

و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما

که آن سو

نارنینی

غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل

دلی گهواره ی عشقی

که چندی بیش نیست شاید

و از بازیچه بودن سخت بیزار است

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما

و عاشق گشتن و عاشق نمودن

سخت دشوار است

مسعود فردمنش

 

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم