یعنی قداست ربطی به این که تو از چیزی خوشت بیاد یا نیاد نداره.......
مثل.......
مثل غم مقدس..........
غمی که مقدس تر از هر عشقیه
چیز جالبیه نه؟
به روبرو نگاه کن......خیلی دور.......خیلی خیلی دور
خوب نگاه کن
چی میبینی؟
سراب؟رویا؟امید؟
یک رویا
یک رویایی که باید به واقعیت تبدیل بشه..............یک آسمون آبیه آبی....یک دنیای
آفتابی و آبی
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
نمیدونم تا رسیدن به رویا چقدر راه مونده و نمیدونم چه اتفاقی قراره بیفته.فقط
میدونم رویا باید به واقعیت تبدیل بشه.اگه الان و فردا نخواد بشه حتما چند وقت دیگه
میشه.
در مورد فردا هیچی نمیدونم.....شاید مهمترین روز باشه و شاید یک روز تلخ و شاید
معمولی.........نمیدونم منی که الان رو بر اساس فردا چیدم.....بعد از فردا چه اتفاقی
میفته........یک عالمه اگر میاد توی ذهن و کلی چرا
ولی یه چیزی رو میدونی...نمیخوام به اگرها فکر کنم..........با اینکه اینبار واقعا
نمیدونم فردا چی میشه ولی میخوام خوشبین بمونم..........یک دیوانه با ذهنی بسته
نسبت به اگرها و چراها..............فقط امیدوارم......فردا مهمه.....انقدر مهم که الان
رو فدا کردم..........برای فردا.
یه چیزی اذیتم میکنه.........اینکه نشد حتی خداحافظی کنم باهات.................
پس خداحافظ.........به امید فردا.....ای غم مقدس تا ابد ماندگاری و خواهی ماند.
واژه قشنگ و پر معنیه:
غم مقدس
بعضی وقتها برای رسیدن به یک هدف مهم- توی راه رسیدن -همه چیز اونطور که
میخوای پیش نمیره ولی به هدف میرسی.............هنوز نمیشه گفت چگونگی طی
کردن راه مهمه یا هدف مهمتره؟این هم یک تضاد تلخ............
تا آسمون آبی هیچ راهی نیست کم کم زمستون میره و آسمون آبی میشه اما
تحمل زمستون خودش سخته حتی اگه بدونی آسمون آبی سر میرسه مثل یه
زندانی که قراره ۱۰ سال زندانی باشه و هر روز میشمره تا آزاد بشه...اون زندانی
میدونه آزاد میشه ولی ۱۰ سال از عمرش هدر میره..........چاره چیه؟
غم مقدس

