خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۹/۱۱/۰۱

 

شهر من من به تو می اندیشم

نه به تنهاییه خویش

وز پس شیشه تو را میبینم

که گرفتی مرا در بر خویش

من وضو با نفسه خیاله تو میگیرم

و تو را میخوانم

و به شوق فردا که تو را خواهم دید

چشم به راه میمانم

تنه من پاره ای از آن تنه توست

و قشنگ ترین شبای پر ستاره شبه توست



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم