خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۸/۰۶/۱۷

یه مدتی بود مجبور میشدم حدودای ۳ و نیم چهار صبح بخوابم و در نتیجه ساعت ۱۲ و حتی

۱ فردا از خواب بیدار میشدم!کلا زندگیم رفته بود رو هوا.حالت داغون و سنگینی داشتم و

دست و دلم به هیچ کاری نمیرفت.

یه مدتیه دارم سعی میکنم هر ساعتی بخوابم حتما صبح ساعت ۱۰ بیدار شم و برم دنبال یه کاری

حتی یه بیرون رفتن ساده.همین ۱۰ بیدار شدن باعث شده کلی انرژیم بیشتر بشه.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم