خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۱۹

انقدر کار میکنم و کار دارم و کار خواهم داشت که در آستانه ی جر خوردن

قرار گرفتم.قشنگ پاره شدم

خستم و از همه بدتر اینه که به جای تشکر همه ازم طلب دارن!!!

خودم رو بدجوری به کار کردن مشغول کردم و فرصت فکر کردن و طبیعتا

دیوانگی رو از خودم گرفتم.

مغازم دکورش کامل عوض شده و خیلی خوشگل شده.هر چند انقدر

بازار خرابه که به چشم نیومد این تغییر.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم