تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۶
یک روز پر از تنش و استرس و خستگی!!
صبح رفتم ک بعدش رفتم بازار اومدم خونه که
داستان درست شد رفتم مغازه.قرار بود شب دکور
و اینا رو بیارن بریم مغازه تیراژه رو دکور بزنیم.
که یهو رفیقم زنگ زد گفت داداش شارژ مغازه رو
تسویه نکردم نمیشه دکور رو ببریم.علی نجار هم
گفت دکور تو راهه و نمیتونم برگردونمش.
خلاصه با کلی جنگ روانی و استرس چک شارژ
رو دادیم و داستان حل شد و الان ساعت ۱ صبح
من نشستم تا دکور رو نصب کنن.
خسته از این همه دوندگی و تلاش الکی و
بی نتیجه!!!
ارسال توسط رابین

