خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۳۱
نبودم

چون نمیتونستم باشم....چون نمیتونستم چون نمیخواستم...چون.......

 

بچه که بودم بابام  میگفت یاد بگیر ۲ تا کلمه رو از دایره لغاتت حذف کنی:

نمیتونم

نمیخوام

ولی الان میگم نمیتونم بنویسم.......چون نمیتونم فکر کنم...یا شاید نمیخوام....

نمیخوام یا نمیتونم چون حس میکنم به خودم بدهکارم...چون حس میکنم دارم به

خودم بد میکنم....چون دارم تمام احساسات و غرایز رو میکشم.....چون دارم از

تمام چراها فرار میکنم...چون دیگه فکر نمیکنم.....

فرار؟؟؟.؟؟؟

دیوانه و فرار؟

تو که همیشه همه رو به مبارزه تشویق میکردی الان فرار میکنی؟

متاسفانه آره....دارم فرار میکنم...از خودم...از تو ...از غم مقدس....از چراها ........

از تضادها....از دیوانگی........از بودنم

 

زندگی سگی امونتو میبره و فقط یه راه برات میمونه

نمیتونم یا نمیخوام الان زیاد با هم فرقی ندارن مهم ن اولشه....مهم اینه که دور شدم

از چی؟

نمیدونم (چقدر از این کلمه متنفرم)

مهم اینه که دارم فاصله میگیرم از خودم و بودنم....مهم اینه که من و من برتر و او

و حتی تو و حتی غم مقدس در یک کلمه خلاصه شدن:

باتلاق

یا

یه راهی

مهم اینه که........ولش کن زیادی آیه یاس خوندم........یه کم میخوام باهات حرف بزنم

با تو.....تو که همیشه هستی ....خیلی وقته کتاب نخوندم...خیلی وقته فیلم ندیدم

و بدتر اینکه خیلی وقته از ته دل نخندیدم.....خیلی وقته راست نگفتم.....خیلی وقته

دیوانه نیستم.....خیلی وقته نیستم...خیلی وقته نیستی........به نظرت چی میشه؟

 

مسافر نگاهی به آسمون انداخت...مثل همیشه...مسافر آبی نوشید دایره ی

نگاهشو وسع تر کرد و راه روبرو رو نگاه کرد....مسافر خسته بود.....خیلی وقت بود

روح مسافر به قفس عادت کرده بود.......بر عکس همیشه

توی این راه جدید اتفاقات جدیدی برای مسافر اتفاق افتاده بود....اتفاقاتی که تا حالا

تجربه نکرده بود...مسافر باز هم آسمون رو نگاه کرد....آسمون مثل همیشه بود...

هیچ تغییری رخ نداده بود...مسافر خسته بود دراز کشید..دستشو گذاشت زیر سرش

...سفر کرد به عالم رویا و خوابید.................................مسافر با صدای پرید....

صبح بود وقت سفر به عالم واقعیت...مسافر اول خندید ولی خیلی زود مثل همیشه

اخم کرد کوله بارشو برداشت و باز هم آسمون رو نگاه کرد و به راه افتاد....مسافر

تو عالم واقعی باز هم تنها بود.....تنهای تنها......چه تلخ بود عالم واقعیت برای مسافر

مسافر زیر لب زمزمه میکرد:

کوله بار آرزوهات روی دوشت

تا کجاها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگیتو پای دلداگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

مسافر باز هم سفر میکرد....تا ...............................

پ.ن:تو این چند وقت فقط ۱ بیت شعر به ذهنم اومد....همین...



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۲۱
مسافر نگاهی به آسمون کرد...شعری زیر لب زمزمه میکرد:

تنهایی تمومه وجودمه

منو تنها بذارین

این همه ی دار و ندارمه

منو تنها بذارین

مسافر باز هم نگاهی به آسمون انداخت...از ساکت بودن و تنها بودن آسمون تعجب

میکرد...ولی باز هم به آسمون نگاه میکرد تا شاید سکوت شکسته بشه...شاید

تغییری بوجود بیاد...خواستش منطقی نبود ولی باز هم به آسمون نگاه میکرد..

آسمون برای مسافر خیلی آشنا بود...خیلی از احساساتش رو تو آسمون میدید

خیلی از عناصر آسمون رو میشناخت و حس قلبی عجیبی بهشون داشت...

آسمون با مسافر غریب نبود.....

مسافر باز هم نگاهی به آسمون انداخت....

خیلی وقتها خیلی از آدما از جمله خودم تو وضعیتی گیر میکنیم بین یه دوراهی یا

حتی چند راهی ...کلی ناله و شکایت میکنیم که ای بابا انتخاب بین این دو یا چند

راهی سخته و امونمون بریده....ولی حالت بدتر هم هست...میدونی چیه؟

حالت بدتر اینه که تو یه راهی گیر کنی بله.....یه راه فقط واست باشه و حتی قدرتچ

انتخاب نداشته باشی چون فقط ۱ راه موجوده....و از همه بدتر اینه که این ۱ راه مثل

باتلاق باشه..یعنی هر چی دست و پا بزنی بیشتر فرو بری و اگه دست و پا هم نزنی

باز هم بیشتر فرو میری.............

غم مقدس این روزها بیداد میکنه و کلی از فضای ذهن رو اشغال کرده...گفته بودم

غم مقدس هیچوقت از یاد نمیره و همیشه هست.....تو میدونی من چی میگم؟؟

شاید تو هم این روزها نفهمی منظور من چیه و چی میگم....شاید......

گیر کردن توی دوراهی یا چند راهی سخته ولی گیر کردن فقط تو ۱ راه از همه

سختتره...چون نشون میده انقدر بی عرضه بودی که فقط تونستی ۱ راه واسه خودت

داشته باشی و اونم از سر اجبار..............وقتی عرضه نداشته باشی اجبار پیداش

میشه.....این اعتقاد یک دیوانست......

مسافر نگاهی به آسمون کرد.....آهی کشید......آسمون باز هم تغییری نکرده بود

آسمون با زبون خودش به مسافر میگفت به راهش ادامه بده

مسافر باز هم نگاهی به اسمون کرد و به سفرش ادامه داد...نمیدونست چقدر دیگه

باید راه بره....کسی نبود بهش بگه آخر خط کجاست....کسی نبود حتی بهش بگه

هدف چیه.....مسافر نگاهی به آسمون انداخت..بلافاصله نگاهی به جاده روبرو

انداخت که به نظر بی انتها میومد.....مسافر به راهش ادامه داد....مسافر سفر میکرد

مسافر سالها بود که داشت سفر میکرد و در هر لحظه ی سفر سوالی بی جواب

براش پیش میومد....مسافر از مرور اون همه سوال سرگیجه میگرفت ولی باز هم

به راهش ادامه میداد....................

مسافر سفر میکرد تا.........................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مسافر خیلی وقت بود نمیخندید....مسافر خیلی وقت بود نمیخوند....مسافر فقط به

اسمون نگاه میکرد و زمزمه میکرد.......

پ.ن:خدایا منو ببخش...میدونم خیلی قول دادم ولی درک کن و ببخش...مثل همیشه

پ.ن ۲:میدونی یکی از بدترین حس ها چیه؟؟؟اینکه یکی نصیحتم کنه....تا حالا

نشده کسی نصیحتم کنه و به نصیحتش حتی گوش کنم چه برسه به اینکه عمل کنم

از نصیحت شدن یا نصیحت کردن م ت ن ف ر م = متنفرم



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۴/۱۹

چتر نجات شما را چه کسی می‌بندد؟

چارلز پلوم یکی از خلبانان نیروی دریایی آمریکا در جنگ ویتنام بود. پس از ۷۵ ماموریت جنگی هواپیمای او مورد اصابت یک موشک زمین به هوا قرار گرفت...
پلوم بیرون پرید و به اسارت درآمد. او شش سال در یکی از زندان‌های ویتنام حبس شد.
او از این مهلکه جان سالم به در برد و اکنون آنچه را که از آن تجربه کسب کرده است، تدریس می‌کند. بد نیست این مطلب را با دقت بخوانید تا نادیده‌های دیگری از زندگی‌تان را بتوانید با چشمان غیرمسلح ببینید.
روزی پلوم و همسرش در رستورانی نشسته بودند. مردی به آنها نزدیک شد و گفت: «تو پلوم هستی! در نبرد هوایی کیتی‌هاوک جنگنده‌های ویتنامی‌ را تعقیب کردی و سپس تو را زدند و سقوط کردی!» پلوم پرسید: «تو از کجا این مطالب را می‌دانی؟» مرد پاسخ داد: «من چتر نجات تو را بستم.» پلوم تعجب کرده بود و نفس در سینه‌اش حبس شده بود. مرد که با غرور مشتش را در هوا تکان می‌داد گفت: «مطمئن بودم کار می‌کند.» پلوم حرف او را تایید کرد و گفت: «مطمئنا کار کرده است چون اگر کار نمی‌کرد من الان اینجا نبودم.» آن شب پلوم از فکر آن مرد نخوابید. او می‌گوید: «خیلی مایلم بدانم او در لباس فرم نیروی دریایی چه شکلی بوده است. یک کلاه سفید، یک دستمال در پشت و بندهای آویزان منگوله‌دار. نمی‌دانم چند بار او را دیده‌ام و حتی به او یک سلام، صبح به خیر یا چیزی مثل آن گفته‌ام؟! فقط به خاطر اینکه من خلبان جنگنده بودم و او ملوان.»


● رقم زدن سرنوشت
پلوم به ساعاتی فکر کرد که آن ملوان پشت یک میز چوبی طویل در سالن‌های زیر کشتی، با دقت چترها را ترمیم کرده، آنها را تا می‌زده و با نگرانی سرنوشت کسی را که نمی‌شناخته رقم می‌زده است. اکنون پلوم از مخاطبان خود می‌پرسد، چه کسی چتر نجات شما را می‌بندد؟ همه انسان‌ها کسی را دارند که نیاز روزمره‌شان را برای ادامه راه فراهم می‌کند. پلوم همچنین اشاره می‌کند که وقتی هواپیمایش در خاک دشمن سقوط کرد، به چترهای مختلف زیادی نیاز داشت: چتر فیزیکی، چتر هوشی، چتر احساسی و چتر معنوی.


● پنج ‌کلمه ارزشمند
او پیش از رسیدن به محلی امن، از همه این چترها درخواست کمک کرد. گاهی در کشاکش زندگی، فراموش می‌کنیم که چه چیزی واقعا مهم است. شاید گاهی در گفتن سلام، لطفا، متشکرم، تبریک گفتن به کسی که اتفاق مهمی‌ برایش رخ داده است، تعریف کردن از کسی یا حتی انجام یک کار خوب بی‌دلیل کوتاهی می‌کنیم. «من به تو افتخار می‌کنم. پنج کلمه ارزشمندی است که همیشه می‌‌توانید برای ایجاد احساس خوشایند و احساس اهمیت در دیگران به کار ببرید. در رفتار با دیگران تصور کنید آنان چنان هستند که باید باشند و کمک کنید تا آن‌طور بشوند که توانایی‌اش را دارند.


● قدردانی و تبلیغ شادمانی
قدر تمام ارزش‌های هرکسی را - هرچه که هست و هرچه می‌کند - بدانید. کار هرکسی هرچه باشد، ضروری و مهم است. دلگرمی‌ و شادابی را تبلیغ کنید. در طی روز به همه افراد تمرکز و توجه کنید. سعی کنید با افراد بیشتر ملاقات و برخورد داشته باشید. شاید مهم‌ترین موقعیت زندگی کسی به کلام شما بستگی داشته باشد.


● وقایع کوچک، شادی‌های بزرگ
از جریان وقایع ساده شاد شوید. روزهای ناخوشایند، وظایف خسته‌کننده و ملاقات‌های ملال‌آور را در آغوش بگیرید. در چنین مواقعی کلام شما گویای کیفیت زندگی‌ است. بگذارید خداوند در این حال شما را واسطه قرار دهد. قدردانی کردن، موهبت بزرگی است چون باعث می‌شود خوبی‌های بی‌نظیر دیگران به ما نیز تعلق داشته باشد. در این هفته، این ماه، این سال، آنهایی که چتر نجات شما را می‌بندند، بشناسید.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۴/۱۹

داستان بز خاکستری

سه دوست به یک آبادی وارد گشتند. یکی فردی بیسواد، دیگری اندک سواد در حد خواندن و نوشتن و آخری ریاضیدان.
در بدو ورود، بزی را بدیدند؛
اولی گفت:
«تمامی بزهای این آبادی خاکستری اند»،
دومی عنوان کرد:
«تو که باقی بزها رو ندیده ای، شاید فقط همین یک بز خاکستری باشد»،
و سومی اظهار نمود:
«ما که طرف دیگر بز را ندیده ایم، شاید فقط همین طرفش خاکستری باشد.»
برداشت شخصی از کردار عده ای خاص را به بقیه، تعمیم ندهیم.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۸

همیشه عاشق تهران بودم...حتی با دود غلیظ و ترافیک اعصاب خورد کن

هر وقت هم از دل این شهر زدم بیرون بعد از ۱ روز دلم برای تهران و زنده

بودنش و شلوعیش تنگ میشده

این روزها تهران دلش گرفته و پر از آلودگی و گرد و غباره...دعا کنیم خوب

بشه.....

دل من هم این روزها گرفته....ولی از دست خودم گرفته......شاید یه بادی

بیاد و دل من هم از گرد و غبارش کم بشه

این شبها با شبهای قبلم خیلی فرق داره...حس میکنم شب اون آرامش

همیشگیشو از دست داده و یه کم بدجنس شده....سکوتش دیگه شنیدنی

نیست و سیاهیش دیگه خالص نیست....دو رو شده......

یه زمانی یکی از بزرگترین نقاط قوتم حافظه خیلی خوبم بود....ولی این

از لحاظ حافظه تعطیل شدم ...مسائل خیلی سخت به یادم میاد و بلافاصله

یه مساله رو فراموش میکنم.....خنگ شدم

یه خستگی عجیب دارم....یه جور خاصی خستم و بی حوصله و بی

احساس....یه جوری خسته شدم که استراحت هم نمیوتنه خستگیمو در

کنه......همه چیز ریخته به هم.........

با خیالت عمری

روز و شب درگیرم

توی رویام هر شب

دستتو میگیرم

بی تو خیلی تنهام

چقدر از من دوری

رفتی و با گریه

گفتی که مجبوری

 



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۷
دلتنگم

دلتنگ خودم....دلتنگ دیوانگی......دلتنگ کمی آزادی .....

دلتنگم.....

دلتنگ خودم که گمشدم در دست روزگار.....

دلتنگم....دلتنگ خودم که نمیدونم کجا جاش گذاشتم

دلتنگم



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۶

 نکاتی جالب در مورد کلاغ ها

بعضی از کلاغ ها در گروههای بزرگ زندگی می کنند
نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی حاکی از آن است که پرنده ها و به خصوص خانواده کلاغ ها، بیش از آنچه که در گذشته تصور می شد باهوش هستند.
"کریستوفر برد" از بخش جانورشناسی دانشگاه کمبریج انگستان که در این مورد تحقیقات گسترده ای انجام داده، معتقد است که پرندگان و در راس آنها خانواده کلاغ ها، علاوه بر آنکه از حافظه بسیار خوبی برخوردارند، توانایی استدلال های پیچیده اجتماعی را هم دارند.
آنچه که حیرت آقای "برد" را بیش از همه برانگیخته، توانایی خارق العاده کلاغ ها در ساخت و استفاده از ابزار است.
البته بخشی از هوش این پرندگان در تعامل با سایر اعضای گروهی که در آن زندگی می کنند جلوه گر می شود. به طور مثال کلاغ ها قادرند به راحتی افراد مختلف گروه را از هم تشخیص دهند، و یا با بعضی از آنها روابط نزدیک تری برقرار کنند.
 




رفتار فریبکارانه
زندگی کردن در گروه، گاهی اوقات باعث می شود کلاغ ها رفتارهای فریبکارانه ای از خود به نمایش بگذارند. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که گونه خاصی از زاغ ها، استاد این شیوه های فریبکاری هستند.
بسیاری از کلاغ ها عادت دارند غذا و آذوقه را برای مصرف در آینده، به خصوص در فصل سرما ذخیره کنند. اما گونه به خصوصی از زاغ ها حتی در این مورد یک قدم فراتر می روند.
آنها اگر متوجه بشوند که تحت نظر هستند، برای فریب دادن و گیج کردن پرنده های دیگر منقار خود را در زمین فرو می برند بدون آنکه غذا را در آن نقطه قرار داده باشند. سپس ممکن است آنها غذا را در نقطه ای دیگر مخفی کنند.




 


تست آینه
اگر بفهمند تحت نظرند، رفتارهای گمراه کننده ای از خود بروز خواهند داد
پیش از این تصور می شد تنها بعضی از انواع پستانداران، از جمله دلفین ها و فیل ها از وجود خود آگاهی دارند و به نوعی از توانایی تشخیص خود برخوردارند.
اما سال گذشته برای نخستین بار گروهی از محققان آلمانی دریافتند که گونه ای از کلاغ ها (مگپای) نیز از این توانایی برخوردارند.
به این ترتیب که با قرار دادن یک پرچسب رنگی زیر منقار این پرندگان، و قراردادن یک آینه مقابل آنها، مشاهده شد که این زاغ ها با تشخیص تصویر خود در آینه، تلاش می کنند برچسب را از منقار خود جدا کنند.
ساخت و استفاده از ابزار
اما علاوه بر توانایی کلاغ ها در محیط های اجتماعی، موضوع دیگری که حیرت دانشمندان را برانگیخته توانایی آنها در ساخت و استفاده از ابزار است.
تحقیقات اخیر نشان می دهد که کلاغ ها در این مورد نه تنها از پستاندارانی نظیر شامپانزه ها چیزی کم ندارند، بلکه در مواردی رفتار پیچیده تری هم از خود به نمایش می گذارند.
راسل گری، و تیم تحقیقاتی او از دپارتمان روانشناسی دانشگاه آکلند با مطالعه کلاغ های "نیو کلدونین" که در جزیره ای به همین نام در اقیانوس آرام زندگی می کنند، پی بردند که این کلاغ ها با جدا کردن شاخه اصلی، جدا کردن انشعابات آن و سپس شکل دادن به انتهای شاخه، ابزاری درست می کنند که در به دام انداختن کرم ها و حشرات کاربرد دارد.





سئوال بی جواب
هوش کلاغ ها حتی در مواردی بیش از هوش پستاندارانی مثل شامپانزه هاست
در حالیکه دانشمندان موفق شده اند به بسیاری از رفتارهای هوشمندانه کلاغ ها از جمله کلاغ های جزیره "نیو کلدونین" پی ببرند، اما یک سئوال اساسی وجود دارد که هنوز پاسخ قانع کننده ای برای آن پیدا نشده است.
آنها مایلند بدانند که دلیل یادگیری و پیشرفت مهارت در ساخت و کاربرد ابزار توسط این نوع خاص کلاغ ها چیست.
نکته جالب این است که حتی با دور کردن کلاغ های "نیو کلدونین" از محیط اصلی زندگی آنها، و قطع رابطه آنها با سایر اعضای گروه، این کلاغ ها همچنان توانایی ساخت ابزار برای رفع مشکلاتشان را به ارث می برند.
به این ترتیب دانشمندان می گویند با وجودیکه شاید بعضی از مردم تصور کنند تحقیقات علمی در مورد پرندگان و به خصوص کلاغ ها بسیار پیشرفته است، در عمل این یافته اثبات می کند که آنها هنوز در مراحل ابتدایی تحقیقات به سر می برند.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۵
برنامه کامل لیگ برتر ایران

هفته اول، جدال قلعه‌نويي و استقلال؛ هفته نهم دربي پايتخت

خبرگزاري فارس: قرعه‌كشي نهمين دوره ليگ برتر فوتبال امروز در سازمان ليگ انجام و برنامه بازي‌ها مشخص شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، از نكات جالب مي توان به ديدار سپاهان و استقلال در هفته اول و حضور قلعه نويي روي نيمكت سپاهان و همچنين دربي تهران در هفته نهم اشاره كرد.
برنامه كامل نيم فصل اول اين مسابقات كه از 15 مرداد آغاز مي شود، به شرح زير است:

هفته اول:
پنجشنبه 15 مرداد:
مس كرمان ـ پرسپوليس

جمعه 16 مرداد:
استقلال ـ سپاهان
مقاومت سپاسي- پيكان قزوين
ابومسلم - استقلال اهواز
فولاد خوزستان- راه‌آهن
استيل آذين- پاس همدان
ملوان بندرانزلي- شاهين بوشهر (پارس جنوبي)
تراكتورسازي تبريز- صباي قم
سايپا - ذوب‌آهن

هفته دوم:
استقلال تهران- مقاومت سپاسي
مس كرمان- سپاهان اصفهان
استقلال اهواز- پرسپوليس
پيكان قزوين- فولاد خوزستان
پاس همدان- ابومسلم
راه‌آهن- ملوان انزلي
صباي قم- استيل آذين
شاهين بوشهر- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- تراكتورسازي تبريز

هفته سوم
سپاهان اصفهان- مقاومت سپاسي
پرسپوليس - پاس همدان
ملوان انزلي- پيكان قزوين
ابومسلم- صباي قم
سايپا- راه‌آهن
استيل آذين- ذوب‌آهن
تراكتورسازي تبريز- شاهين بوشهر
فولاد خوزستان- استقلال تهران
مس كرمان - استقلال اهواز

هفته چهارم
استقلال اهواز- سپاهان اصفهان
صباي قم- پرسپوليس
پيكان قزوين- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- ابومسلم
راه‌آهن - تراكتورسازي تبريز
شاهين بوشهر- استيل آذين
استقلال تهران- ملوان انزلي
پاس همدان- مس كرمان
مقاومت سپاسي- فولاد خوزستان

هفته پنجم
سپاهان اصفهان- فولاد خوزستان
پرسپوليس - ذوب‌آهن اصفهان
تراكتورسازي تبريز- پيكان قزوين
ابومسلم - شاهين بوشهر
استيل آذين- راه‌آهن
سايپا- استقلال تهران
مس كرمان- صباي قم
ملوان انزلي- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- پاس همدان

هفته ششم
پاس همدان- سپاهان اصفهان
شاهين بوشهر- پرسپوليس
پيكان قزوين- استيل آذين
راه‌آهن- ابومسلم
استقلال تهران- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- مس كرمان
مقاومت سپاسي- سايپا
صباي قم- استقلال اهواز
فولاد خورستان- ملوان انزلي

هفته هفتم
سپاهان اصفهان- ملوان انزلي
پرسپوليس - راه‌آهن
ابومسلم - پيكان قزوين
استيل آذين- استقلال تهران
مس كرمان- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- ذوب‌آهن اصفهان
سايپا - فولاد خوزستان
پاس همدان- صباي قم

هفته هشتم
صباي قم- سپاهان
پيكان قزوين- پرسپوليس
استقلال تهران- ابومسلم
راه‌آهن- مس كرمان
مقاومت سپاسي- استيل آذين
شاهين بوشهر- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- پاس همدان
ملوان انزلي- سايپا

هفته نهم
سپاهان اصفهان- سايپا
پرسپوليس- استقلال تهران
مس كرمان- پيكان قزوين
ابومسلم - مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- راه‌آهن
استيل آذين - فولاد خوزستان
پاس همدان- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- ملوان انزلي
صباي قم- ذوب آهن اصفهان

هفته دهم
سپاهان اصفهان- ذوب‌آهن
مقاومت سپاسي- پرسپوليس
فولاد خوزستان- ابومسلم
راه‌آهن- پاس همدان
ملوان انزلي- استيل آذين
شاهين بوشهر- صباي قم
سايپا- تراكتورسازي
پيكان قزوين- استقلال اهواز
استقلال تهران - مس كرمان

هفته يازدهم
تراكتورسازي تبريز- سپاهان اصفهان
پرسپوليس- فولاد خوزستان
پاس همدان- پيكان قزوين
ابومسلم - ملوان انزلي
صباي قم- راه‌آهن
استيل آذين- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- شاهين بوشهر
استقلال اهواز- استقلال تهران
مس كرمان- مقاومت سپاسي

هفته دوازدهم
سپاهان اصفهان- شاهين بوشهر
ملوان انزلي- پرسپوليس
پيكان قزوين- صباي قم
سايپا- ابومسلم
راه‌آهن- ذوب‌آهن اصفهان
تراكتورسازي تبريز- استيل آذين
استقلال تهران- پاس همدان
فولاد خوزستان- مس كرمان
مقاومت سپاسي - استقلال اهواز

هفته سيزدهم
استيل‌آذين- سپاهان اصفهان
پرسپوليس - سايپا
ذوب‌أهن اصفهان- پيكان قزوين
ابومسلم - تراكتورسازي تبريز
شاهين بوشهر- راه‌آهن
صباي قم- استقلال تهران
مس كرمان- ملوان انزلي
پاس همدان- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- فولاد خوزستان

هفته چهاردهم
سپاهان اصفهان- راه‌آهن
تراكتورسازي تبريز- پرسپوليس
پيكان قزوين- شاهين بوشهر
استيل آذين - ابومسلم
استقلال تهران- ذوب‌آهن
سايپا - مس كرمان
مقاومت سپاسي- صباي قم
ملوان انزلي- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- پاس همدان

هفته پانزدهم
ابومسلم - سپاهان اصفهان
پرسپوليس- استيل آذين
راه‌آهن- پيكان قزوين
شاهين بوشهر- استقلال تهران
مس كرمان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- سايپا
صباي قم - فولاد خوزستان
پاس همدان- ملوان انزلي

هفته شانزدهم
سپاهان اصفهان- پيكان قزوين
ابومسلم - پرسپوليس
استقلال تهران- راه‌آهن
استيل آذين - مس كرمان
مقاومت سپاسي- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- ذوب‌آهن
سايپا- پاس همدان
ملوان انزلي- صباي قم

هفته هفدهم
پرسپوليس- سپاهان اصفهان
پيكان قزوين- استقلال تهران
مس كرمان- ابومسلم
راه‌آهن- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- استيل آذين
شاهين بوشهر- فولاد خوزستان
پاس همدان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- ملوان انزلي
صباي قم- سايپا

به جز هفته اول، زمان برگزاري ساير ديدارها اعلام نشده است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۴/۱۲
امشب حالم بده.....

مست مستم.................

امشب از اون شبای دیوانگیست.....یه شب دیوانه ی دیوانه

فردا ۱۲ تیر......یاد چی میفتی؟؟؟؟

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن

ولی در چشم خود آرام شکستن

برای هر لبی شعری سرودن

ولی لبهای خود همواره بستن

امشب زدم به سیم آخر....

داشتم به این فکر میکردم که خیلی دردناک و سوزناکه که کلید مرحله بعد رو پیدا

کنی و کلیدهای قبلیت رو گم کنی و بگردی دنبال کلیدهای قبلی زندگی.....

تف به ذاتت روزگار که نمیذاری همه چیز رو با هم داشته باشیم...تف به ذاتت که باید

همیشه بگردیم دنبال گمشده ها ....تف به ذاتت که باید همیشه سفر کرد...

گفتم که امشب تا خرخره مستم....مست مست.....

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن

این روزها شدم یه تیکه سنگ....بدون احساس ....تقریبا لمس شدم...فاقد هر گونه

حس به جز دلسوزی...میسوزم وقتی ذدیگران میگن تو چقدر با محبت و مهربونی

کاش مهربون نبودم و بدجنس بودم......اونطوری کمتر اذیت میشدم........

تف به ذاتت روزگار که تنهایی رو آفریدی......تنهایی....تنهایی....تنهایی.....

البته اینجا باید گفت تف به خودم که هر لحظه بیشتر دارم خودمو تو تنهایی فرو میبرم

یه تنهایی خود خواسته لعنتی...مثل باتلاق.........هر لحظه بیشتر فرو میری....

تولدت مبارک

امشب مست مستم................ولی تو مستی هم میفهمم که درد بدیه که میون

باشی و تنها باشی و با موزیک شاد و کوبنده نتونی تکون بخوری و دست بذاری زیر

چونت و بری تو فکر.....درد بدیه

تف به ذاتت روزگار

تولدت مبارک



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۱

13 تجربه از يك كارمند دولت

يكي از دوستان ما روي دست آقاي «برايان تريسي» رو زده و 13 تجربه ناب براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي در ايران رو كشف كرده.
در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد:

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.
2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.
3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!
4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!
5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد.
6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد!
7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.
8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!
9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.
10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»
11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.
12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.
13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۰
عقيده يك پارسي درباره ثروت،
پس از فوت ثروتمند

سي ام ژوئن 1823 زادروز «دينشاه منكجي Dinshah Manekji» پايه گذار صنايع نساجي هند است. وي كه يك پارسي بود در دوران حكومت قاجارها كه ايران گرفتار فقر و بدبختي بود صندوقي براي كمك به ايرانيان تاسيس كرده بود. دينشاه كه در عين حال از اعضاي هيات قانونگزاري حكومت هند بود و در پنجم ماه مه 1901 درگذشت ثروت خود را وقف تاسيس يك دانشگاه براي زنان، انستيتوي تكنولوژي بمبئي ، بيمارستان، درمانگاه براي حيوانات و ... كرد كه باقي مانده اند و انستيتوي تكنولوژي بمبئي (مومباي) شهرت جهاني دارد. دينشاه كه پدر بزرگ زوجه محمدعلي جناح موسس پاكستان است اين عقيده خود را در جهان ترويج داد كه يك ثروتمند بايد ثروت خود را پس از مرگ وقف خدمات عمومي كند و انتقال همه اين ثروت به فرزندان نوعي محروم كردن جامعه است. فرد متعلق به جامعه خويش است و هرچه را كه دارد از جامعه به دست آورده و بايد بخشي از آن را صرف پيشبرد جامعه كند. پسر دينشاه برغم مخالفت لندن كه حاكم بر هندوستان بود در سال 1932 (1311هجري خورشيدي) به ايران آمد و به دولت وقت پيشنهادهاي متعدد براي صنعتي كردن ايران توسط پارسيان هند كرد ولي تلاش او به جايي نرسيد! كه به صورت يك معما در تاريخ معاصر ايران باقي مانده است. اگر آن پيشنهادها پذيرفته شده بود اينك ايران از نظر صنعت و تكنولوژي در همان مقامي بود كه هند قراردارد زيرا كه «پارسيان» هند را صنعتي كرده اند



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۰

پنج قانون طلايي

قانون طلايي اول:
بايد زني داشته باشيد که در کارهاي خانه کمک کند،خوب آشپزي کند، گردگيري کند...

قانون طلايي دوم:
بايد زني داشته باشيد که سرگرمتان کند، شما رابخنداند، باعث فراموشي غصه شود...

قانون طلايي سوم:
بايد زني داشته باشيد که بتوانيد به او اطمينان کنيد و مطمئن باشيد هيچوقت به شمادروغ نميگويد....

قانون طلايي چهارم:
بايد زني داشته باشيد که در کنارش به آرامش برسيد و از بودن با او لذت ببريد...

قانون طلايي پنجم:
خيلي خيلي مهم است که اين چهار زن از وجود يکديگربيخبر باشنذ



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۹
ده کشف و اختراع که جهان را تغییر دادند

موزه ی علوم لندن از 10 کشف و اختراع مهم که دنیای علم را تغيير دادند، نگهداری میکند. دانستن اينکه چه چيزی تا به حال توانسته پيشرفت و تغييری شگرف در علم به وجود آورد، بسیار هيجان انگیز است پس این مطلب را از دست ندهيد!


áسفينه آپولو 10
آپولو 10 چهل سال پيش به عنوان یک نمونه آزمايشی برای اولين بار با 3 سرنشين به سمت ماه سفر کرد و با اينکه موفقیت آميز نیود راه را برای آپوبو 11 باز کرد و آپولو 11 توانست به ماه برسد.
آپولو 10 (به عنوان اولین سفينه ای که توانست از جو خارج شود) راه را برای ما باز کرد، تا با عظمت دنیای بی انتها آشنا شویم.


áموتور بخار
توماس نيوکامن در سال 1712 اين موتور را اختراع کرد که اين عکس مدلی از این موتور است که فرانسیس تامسون در 1791 در داربی شاير انگلستان ساخته است. اين قدیمی ترين و سالمترين مدل از اختراع نيوکامن است.
در واقع این موتور مشکل بحران انرژی اين روزگار را حل کرده است و اگر ساخته نمی شد مطمئناً بحران انرژی برای ما مشکلات بسیار زیادتری بوجود می آورد.
اگرچه نمی توان کاملاً اين اختراع را به راه حل بحران انرژی تشبيه کرد، اما استفاده از سوخت های فسيلی تا قبل از اين اختراع آقای نيوکامن تقریباً غير ممکن بود.


áتلگراف
تلگراف به عنوان اولین وسيله ی ارتباطی الکترونيکی در سال 1837 توسط چالز واتسون و ویلیام کوک ساخته شد که از مهمترین اختراعات بشر در زمینه ی ارتباطات است.
دستگاه تلگراف آنها به عنوان اولین و کاربردی ترين وسیله ی ارتباط دوربرد الکترونيکی شناخته شده و ايده ی شبکه های گسترده از این اختراع الهام گرفته است.


áفورد مدل T
با دیدن اين تیتر و عکس حتماً فکر ميکنيد این کمپانی فورد بود که اولین اتومبیل را ساخته؛ اما بايد بدانید در واقع مدل T اولين اتوموبیلی بود که به تولید انبوه رسید و این خدمت فورد به جامعه ی بشری بود:
خط توليد
بله، خط توليد فورد، به عنوان اولین سيستم تولید انبوه در دنیا، انقلابی در صنعت و اقتصاد ايجاد کرد که امروز همه ی ما شاهد آن هستیم و بايد خط توليد را مهمترین اتفاق در قرن گذشته دانست.


Pilot ACE Computer
یکی از نخستین کامپیوتر های جهان. ايده ی آقای جان وامر-اسلِی یعنی موتور محاسبه اتوماتيک (Automatic Computing Engin - ACE)، که وی در سال 1936 داده بود، برای اولين بار و موقفيت آمیز در دهم ماه مِی 1950بر روی کامپيوتری که آلن تورینگ عمليات ساخت آنرا انجام داد، آزمايش شد.
اين کامپیوتر در زمان خود پیشرفته ترين و سريعترين کامپیوتر در جهان بود که نمونه ی کوچکتری از مدل اوليه ی آلن تورینگ بود.
پايلوت اِیس هم در لیست مهمترين اختراعات بشر است، چرا که اولین نسل از کامپیوترهایی است که امروز ما را احاطه کرده اند.


áموتور موشک V2
موشک V2 که وارنر وان بارون در سال 1942 آنرا ساخت در واقع اولين موشک دور برد بود که انقلابی در تکنولوژی موتور موشک به وجود آورد.
اگرچه این موشک متأسفانه در جنگ جهانی دوم تلفات بسیاری به بار آورد و بعداً هم راه را برای ساخت موشک های بالستيک باز کرد، اما یادمان باشد همين آقای وان بارون با ایده موتور موشکش آپولو 11 را به ماه رساند و موتور موشک او همچنان مورد استفاده قرار ميگيرد.


áپنی سیلین
پنی سیلین، اولين آنتی بيوتيک کشف شده در دنیا بود که الکساندر فلمينگ در سال 1928 آن را از هاگهای جمع شده ی قارچ (يا همان کپک) کشف کرد.
اما تقريباً تا اواسط دهه 1940 که بر روی بيماران آزمایش نشده بود کسی نمی دانست پنیسيلين بهترین دارو برای بيماری های عفونی است. با کشف پنی سیلین میلیون ها بیمار و مجروح جنگی از مرگ حتمی نجات پیدا کردند. و از آن موقع به بعد پنيسیلین به عنوان اولين و عمومی ترین دارو برای بيماريهای باکتريايی و عفونی تجویز و مصرف شد و بعد از آن بقیه آنتی بیوتیک ها وارد دنیای پزشکی شدند.


áرشته های مارپیچ DNA
اولين بار DNA توسط آقايان کریک و واتسون در سال 1953 مورد توجه قرار گرفت.
آنها حین آزمايشات خود روی ژن های انسانی با یک ساختار از موادی که مولکولهای این ژن ها را تشکیل ميدهند روبرو شدند و با شکافتن آنها راز نظم حاکم بر سلولهای بدن را کشف کردند.
DNA، امروزه موضوع مهمی در علم، صنعت و حتی مسائل امنیتی محسوب میشود و هنوز هم مطالعات زيادی در سطح جهان روی آن انجام میشود.


áاشعه ایکس
برای اولين بار فيزيکدان آلمانی، ویلیام رونتگن در سال 1895 امواج ایکس را کشف کرد که امروزه بيشتر برای عکسبرداری از اعضای داخلی بدن استفاده میشود. فکرش را بکنید که اگر اشعه ايکس کشف نشده و اينطور به خدمت بشریت در نيامده بود بايد برای تعيين محل دقيق شکستگی چه ميکردند!!؟


áلوکوموتيو
آخرین اختراعی که سایت نيوساينتيست در اين ليست قرار داده لوکوموتيو بخار است.
در سال 1829 رابرت استفان سون لوکوموتيو بخارش را (که اول آنرا راکت استفان سون نامیده بود)، برای اولين بار در نيوکاسل انگلستان آزمايش کرد و برای اولين بار بالاترين سرعت در يک وسیله ی نقلیه که نیروی محرکه اش را به همراه دارد، ثبت کرد.
شايد خود استفان سون هم فکر نمی کرد این وسيله تا 150 سال بعد از آن سال هم در سطح جهان برای حمل و نقل مورد استفاده قرار بگیرد، اما همچنان از لوکوموتيو برای حمل و نقل استفاده می شود با این تفاوت که این وسيله بسيار پیشرفت کرده است.
اين اختراعات و اکتشافات مهمترین اکتشافاتی بودند که به واقع دنیا را متحول کردند و علاوه بر کمک به بشريت، راه را برای پيشرفتهای بعدی هموار کردند. اگر گذارتان به لندن افتاد و يا در آنجا هستید حتماً از این افتخارات بشری در موزه ی علوم لندن بازديد کنید.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۸

کتاب چاپ شده ویکیپدیا

دانشنامه ویکیپدیا انگلیسی از حدود ۳ میلیون مقاله تشکیل شده است، تا به حال فکر کرده اید اگر کسی قصد چاپ کردن این مقاله‌ها را داشته باشد کل مطالب سایت چند جلد خواهد بود، یک برآورد نشان می‌دهد کل دانشنامه ویکیپدیا تقریباً برابر با ۹۵۲ جلد دانشنامه برتانیکا خواهد بود. تا به امروز کسی قصد چاپ این دانشنامه را نداشته است ولی دانش‌آموزی در انگلیس يک دهم درصد از این دانشنامه را چاپ و صحافی کرده است، نتیجه کتاب زیر بوده است.

این کتاب حدود ۵۰۰۰ صفحه است که از ۴۰۰ مقاله برتر ویکیپدیا تشکیل شده است، همانطوری که در عکس دیده می‌شود این کتاب بسیار عظیم است به طوری که ارتفاع کتاب حدود ۵۰ سانتی‌متر است.




ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۸
مسافر سالها بود که داشت سفر میکرد....

اگه ازش میپرسیدی هدفت از سفر چیه...یه کم نگاهت میکرد و میگفت:

تغییر

و باز به راهش ادامه میداد.....میرفت و میرفت تا برسه به هدفش..............

تا حالا دقت کردی از چیزی که متنفری هم دلت براش تنگ میشه؟؟؟

مثل غروبهای پاییز.....دل تنگه پاییز شدم......

خیلی جالبه...کار روزگار خیلی جالبه....جون میکنی تا درد بی درمونت رو درمون

کنی و تا دردت درمون میشه یه درد بی درمون دیگه میاد سراغت....تا بیای این یکی

رو هم حلش کنی بعدی میاد سراغت......و این راه ادامه پیدا میکنه تا دیگه درد

بی درمونی نداشته باشی و راحت سر بذاری زمین و بری پیش خدا که معلوم

نیست اون دنیا هم چه بلاهایی سرت بیاره...........

دلم برای خوندن از ته دل تنگ شده....خیلی تنگ شده....ولی این روزها نمیشه از

ته دل بخونم چون چیزی به اسم احساس توی من تقریبا گمشده......راستش حوصله

ندارم بگردم و پیداش کنم.....خسته شدم از انقدر گشتن بیهوده و طاقت فرسا

آخرش یه روزی هجرت

در خونتو میکوبه

تازه اون لحظه میفهمی

همه آسمون غروبه

مسافر سالها بود که داشت سفر میکرد

و تازه بعد از سالها سفر یه چیزی تو دلش داشت اذیتش میکرد و آزارش میداد

یه حس که سرکوفت میزد و میگفت:

تغییر انقدر ارزش سختی کشیدن و سفر و بریدن از همه چیز رو داره؟؟؟؟

مسافر جواب این سوال رو نمیتونست بده.....ولی باز هم سفر میکرد.................

قصه ی گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بذارم

تا قیامت اشک حسرت ببارم

خفه کن اون آهنگ غمگینو

چشم

و مسافر باز هم سفر میکرد...بدون اینکه بتونه به سوالات زیادی که تو ذهنش بود

جواب بده...انگار مسافر آفریده شده بود فقط برای سفر کردن.................

 



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۴/۰۵

مایکل جکسون درگذشت

مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ روز پنجشنبه، 25 ژوئن در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت.

جرامین، برادر مایکل جکسون گفت به نظر می رسد او در اثر نارسایی قلبی درگذشته باشد.

جسد مایکل جکسون با هلی کوپتر از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل شده است.

مرگ آقای جکسون پس از آن اعلام شد که به علت ایست قلبی به وسیله نیروهای امدادی از خانه اش در هالیوود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل شد.

روزنامه لس آنجلس تایمز در وب سایت خود گزارش داد هنگام مراجعه ماموران امداد به منزل آقای جکسون، تنفس او متوقف شده بود. این گزارش می افزاید ماموران به احیای قلبی-تنفسی مایکل جکسون اقدام کردند.

بعضی از اعضای خانواده مایکل جکسون به بیمارستان رفته اند. علاقمندان این ستاره سرشناس پاپ در اطراف بیمارستان و همچنین در اطراف خانه او جمع شده اند.

مایکل جکسون دارای سابقه مشکلات پزشکی بود و تحت درمان قرار داشت.

او قرار بود کمتر از یک ماه دیگر پس از دوازده سال دوری از صحنه های جهانی، تور بین المللی خود را در لندن آغاز کند.

ابر ستاره پاپ

مایکل جکسون فعالیت حرفه ای خود در زمینه موسیقی را از دوران کودکی با برادرانش در گروه جکسون فایو شروع کرد.

او در دهه هشتاد میلادی با ترانه های "تریلر" و "بد" به شهرت جهانی رسید.

به گزارش کتاب رکوردهای گینس، آلبوم تریلر مایکل جکسون که سال 1982 عرضه شد، با شصت و پنج میلیون نسخه فروش، پر فروش ترین آلبوم موسیقی در جهان بوده است.

مایکل جکسون در سال های گذشته به علت جنجال های اخلاقی و مشکلات مالی منزوی شده بود.

او شش سال پیش به اتهام آزار جنسی یک پسر چهارده ساله بازداشت شد ولی دادگاه پس از یک محاکمه جنجالی پنج ماهه او را بیگناه تشخیص داد.

مایکل جکسون سه فرزند به نام های مایکل جوزف، پاریس مایکل کاترین و پرینس مایکل دوم از خود به جا گذاشته است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
امروز آغازی بود بر زندگی سگی!!!

امروز آغازی بود برای دور شدن از اهداف همیشگیم و دور شدن از دیوانگی

امروز آغازی بود برای تن در دادن به قفس...........

امروز ................؟؟؟؟

به امروز که فکر میکنم میبینم گمشده زیاد دارم....خیلی از چیزها و

افرادی که باید داشته باشم رو ندارم.....و امروز بلند داد میزنم:

مجبورم

از اجبار همیشه بدم میاد ولی یه وقتهایی میرسه که زندگی ۱ راه میذاره

جلوی پات......و میگه همینه که هست.............

و دیوانه هم به اجبار افتاد تو یک مسیری که دلش نمیخواست....

اسم دل رو نیار که این روزها دلی نمونده....نمیدونم دلم کجاست و درمونش

چیه....بیچاره دلم چی میکشه...به هر چی میخواد نرسیده......و الان هم

تو قفس داره میپوسه.......

پرنده های قفسی

عادت دارن به بی کسی

عمرشونو بی هم نفس

کز میکنن کنج قفس

طعم نرسیدن به چیزی که میخوای خیلی تلخه....یه جور مزه و طعمی که

هیچوقت یادت نمیره........

هیچوقت........

امروز آغازی بود بر زندگی سگی!!!

شاید بشه از طریق زندگی سگی به کلید رسید و رفت مرحله بعد....ولی

یه دلشوره و یه چرا دارم.........

اگه تا آخرش سگی باشه چی میشه؟؟؟

مشکل اساسی دیوانه اینه که هیچکس نمیفهمتش....هیچکس نمیفهمه..

حتی تو........

اسیر قفس شدن سخته حتی به هر قیمتی.............

یه وقتهایی فکر میکنم خیلی بی عرضه ام.....

زندگی سگی مبارک!!!



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۱
فکر کنم تا حالا همه دیگه فیلم کشته شدن ندا رو دیدن و اشک ریختن و کلی هم

مطلب نوشتن و در اکثر رسانه های خارجی هم پخش شده....

دلم سوخت....واقعا دلم از اعماق وجود برای اون دختر که پهن زمین شد و خون

ازش زد بیرون سوخت و کباب شد....ندا فرصت زنده بودن رو به خاطر قدرت و

سیاست از دست داد....واقعا به چه قیمتی؟؟؟

واقعا کسی که شلیک کرد یا کسی که حق مردم رو خورد عذاب وجدان نداره؟؟؟

آدمی هست که با دیدن صحنه مردن اون دختر دلش کباب نشه؟؟؟

ندا مرد ولی من هنوز نمیتونم بفهمم برای چی و به چه قیمتی؟؟؟

روحش شاد



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم